به گزارش هفت چشمه به نقل از تسنيم، بعد از گذشت چند دهه از فعاليت انگليسيزبانان براي گسترش زبان انگليسي به عنوان زبان دوم در جهان، حالا آنها توانستهاند توجه نيمي از علاقهمندان به يادگيري زبان دوم را به خود اختصاص دهند. گسترش زبان هر کشور به مثابه قدرت نرم محسوب ميشود؛ قدرتي که با آن ميتوان آينده بهتري براي آن کشور در نظر داشت. در حالي که انگليسيزبانان در اين عرصه گوي سبقت را از ديگر رقباي خود ربودهاند، اما اهميت اين موضوع سبب شده تا ديگر کشورها و زبانها نيز براي گسترش زبان خود آستين بالا زده و اقدام به راهاندازي شعب مختلف در سراسر جهان کنند. در اين ميان کشورهاي آسيايي نيز طي سالهاي اخير تلاش دارند تا وارد عرصه رقابت شده و گامي از پيش ببرند. هرچند در برخي از کشورهاي آسيايي اين شيوه تا چند دهه گذشته بيشتر مبتني بر استفاده از روشهاي سنتي بود، اما امروزه کشورهاي مختلف آسيايي تصميم گرفتهاند تا با بهره بردن از روشهاي جديد، راههاي نو و صرف هزينههاي قابل توجه، راه را براي سفر زبان خود به ديگر مناطق جهان هموارتر کنند.
يکي از پيشتازترين زبانهاي آسيايي در ميدان مسابقه، زبان چيني است. گويا قرار است در آيندهاي نزديک همان سرنوشتي که براي زبان انگليسي رقم خورد، براي زبان چشم باداميها نيز اتفاق بيفتد. کارشناسان بر اين باورند که انگليسي به چند دليل اصلي، تجارت، علم و سياست، در جهان گسترش يافته و توانسته خود را به عنوان اصليترين زبان دوم جهان جا بيندازد، اما پژوهشگران بر اين باورند که تا چند سال آينده اين چينيها هستند که سکان کشتي تجارت دنيا را به دست خواهند گرفت.
در هر کوي برزني، اين اقلام چيني است که به فروش ميرسد؛ فرقي نميکند که چه ميخواهيد، اگر به يک فروشگاه ساده هم سري بزنيد، حتماً در اکثر کالاها اين جمله معروف را خواهيد ديد: "Made in China". ارزان بودن کالاهاي چيني، رمز ورود آنها به کشورهاي مختلف است. آنها حتي در کشورهاي مختلف کارخانههاي بزرگ راهاندازي کرده و دست به توليد زدهاند. شايد خيليها، به خصوص انگليسيزبانها، از اين آينده محتوم ناراحت و ناراضي باشند، اما اين يک حقيقت است؛ چين آينده را به دست خواهد گرفت. همين موضوع سبب شده تا بسياري از خانوادهها که تلاش دارند تا با آيندهنگري، روزهاي بهتري براي کودکان خود رقم بزنند، تمايل داشته باشند که کودکانشان زبان چيني بياموزند. اين علاقه حتي در کشورهاي انگليسيزبان هم ديده شده است. بيبي سي در گزارشي به اين موضوع پرداخته و عنوان کرده که تعداد قابل توجهي از خانوادههاي بريتانيايي، زبان چيني را به عنوان زبان دوم کودکانشان انتخاب کردهاند. اما چين که اين مقدار در تجارت پيشرفت کرده، براي گسترش زبان خود چه برنامهاي در نظر دارد؟
ابرقدرت در حال ظهور
برخي از مفسران با استناد به پيشرفت اقتصادي و نظامي سريع چين، از آن به عنوان يک ابرقدرت بالقوۀ جديد ياد کردهاند. از رشد جمعيت و افزايش نفوذ بين المللي به عنوان نشانههاي حرکت به سمت ابرقدرت شدن نام ميبرند. با اين حال، برخي هشدار ميدهند که حبابهاي اقتصادي و عدم تعادل جمعيتي ميتواند رشد اقتصادي چين را کند و يا حتي متوقف کند. همچنين برخي از نويسندگان، تعريف «ابرقدرت» را مورد سؤال قرار ميدهند، با اين استدلال که اقتصاد بزرگ چين به تنهايي آن را واجد شرايط ابرقدرت بودن نميکند و اشاره ميکنند که چين فاقد نفوذ نظامي و فرهنگي ايالات متحده است.

زبان دولتي، فرهنگ دولتي
اين تفاوت ديدگاهها منجر به اين نشده که چين، در کنار توسعه اقتصادي و تجاري، به گسترش زبان خود نيز نينديشد. زبان چيني يا به عبارت دقيقتر زبانهاي چيني بخشي از خانوادۀ زبانهاي سينيتبتي را تشکيل ميدهند. زبان مادري حدود يک پنجم مردم جهان، يکي از انواع زبان چيني است. عمده کار گسترش اين زبان در خارج از کشور چين، برعهده مؤسسه کنفوسيوس است که در سال 2004 ميلادي از طرف دولت جمهوري خلق چين راهاندازي شده است. گاه نحوه عملکرد اين مؤسسه با ديگر سازمانهاي ترويج زبان و فرهنگ مانند شوراي بريتانيا، آليانس فرانسه و انستيتو گوتۀ آلمان مقايسه ميشود؛ با اين حال، بر خلاف اين سازمانها، مؤسسۀ کنفوسيوس مدعي استقلال از دولت نيست و در فراهم کردن بودجه، معلمان و مواد آموزشي دانشگاهها، تأسيس کالجها و مدارس متوسطه در سراسر جهان کمکهاي دولتي را به کار ميگيرد. اين نوع رابطه با دولت، نگرانيهايي را در ديگر کشورها سبب شده است، از جمله: در مورد تأثير مؤسسه روي تحصيلات بيطرف، امکان فراهم آوردن مقدمات جاسوسي، نقش آن در پيشبرد قدرت نرم و نفوذ فرهنگي چين در سطح بين المللي.
پس از ايجاد يک مؤسسۀ آزمايشي در تاشکند ازبکستان، در ماه ژوئن سال 2004، اولين مؤسسۀ کنفوسيوس در 21 نوامبر 2004 در سئول کرۀ جنوبي گشايش يافت. از آن زمان صدها مرکز ديگر در دهها کشور در سراسر جهان با بيشترين تمرکز در ايالات متحدۀ آمريکا، ژاپن و کرۀ جنوبي افتتاح شدهاند. در آوريل 2007 اولين مؤسسۀ تحقيقاتي کنفوسيوس در دانشگاه واسدا در ژاپن گشوده شد. اين مؤسسه در همکاري با دانشگاه پکن به ارتقاي سطح فعاليتهاي پژوهشي دانشجويان تحصيلات تکميلي مطالعات چين مي¬پردازد. تا ماه ژوئيۀ سال 2013، 327 مؤسسۀ کونفوسيوس در 93 کشور و منطقه گشايش يافته بود. وزارت آموزش و پرورش تخمين ميزند که تا سال2010، 100 ميليون نفر در خارج از کشور مشغول يادگيري زبان چيني باشند و اين مؤسسه براي دادن خدمات به اين زبانآموزان با همان سرعت گسترش مييابد. بر اين اساس، مؤسسه تصميم دارد تا سال 2020 به رقم گشايش 1000 مرکز در دنيا رسيده باشد. با اينحال، گسترش سريع مؤسسۀ کنفوسيوس با واکنشهايي مواجه شده است؛ به ويژه در ايالات متحده و ديگر کشورهاي غربي. آنماري بردي، در انتقاد از مؤسسات کنفوسيوس گفت که «از اواخر دهۀ 80، پکن تلاش داشته است به ترويج مطالعۀ چيني در سطح بين المللي بپردازد، به اين باور که کساني که به مطالعۀ چيني ميپردازند با نگاهي دوستانهتر به ديدگاههاي چين مينگرند.» در سال 2013، دانشگاه مک مستر در کانادا، اعلام کرد به دليل مسائل مربوط به استخدام، به بستن مؤسسۀ کونفوسيوس خود اقدام ميکند.
با وجود آنکه چين در ترويج زبان خود تاکنون موفق عمل کرده، اما منتقدان پر و پاقرصي هم دارد. برخي از دانشگاهها در جهان مانند دانشگاه ملبورن، دانشگاه مانيتوبا، دانشگاه استکهلم، دانشگاه شيکاگو و بسياري ديگر با استقرار اين مؤسسه به دلايلي که بخشي از آن در بالا اشاره شد، تاکنون مخالفت کردهاند.
اما تنها رقيب تازهوارد در آسيا، چينيها نيستند. کشورهاي جديدتري نيز به اين فکر افتادهاند تا با برنامهريزي منسجمتر و البته صرف هزينه بيشتر قدرت نرم خود را در ديگر کشورها يا دست کم منطقه، بيشتر کنند؛ کشورهايي مانند ترکيه که به گفته برخي در سوداي احياي امپراتوري عثماني است؛ رؤياي شيرين اين روزهاي آقاي اردوغان شايد.
ترکيه و رؤياي احياي يک امپراتوري مرده
اگر براي برخي از زبانها، مانند انگليسي و چيني، تجارت و اقتصاد يکي از ارکان اساسي براي جلب توجه هزاران مخاطب بوده است، براي برخي از زبانها جذابيتهاي اينچنيني تا حدود زيادي وجود ندارد؛ از اين نظر صاحبمنصبان اين دسته اخير تلاش دارند تا با ايجاد جذابيتهاي کسب و کار توجه مخاطبان جديدتري را به سمت زبان کشورشان جلب کنند. حکايت ترکيه همانند دسته دوم کشورهاست. ترکيه در سالهاي اخير تلاش کرده تا با ايجاد شغل براي ترکيآموزان و تسهيلات ويژه، اين امکان را فراهم کند تا هرساله بر تعداد ترکيآموزان افزوده شود. آموزش زبان ترکي به غير ترکزبانان را عمدتاً مؤسسه يونس امره برعهده دارد.
اين مؤسسه که در سال 2009 کار خود را آغاز کرده است، با هيئت امنايي متشکل از وزير امور خارجه، وزير فرهنگ و گردشگري، وزير آموزش ملي، رئيس اتحاديه اتاقهاي بازرگاني و بورسهاي ترکيه و چند شخصيت فرهنگي مهم در اين کشور تشکيل شده است. اين مؤسسه قادر به دريافت حمايتهاي مالي نامحدودي از سوي دولت است، اما از سويي ديگر، اين مؤسسه با جذب اسپانسرهاي قوي، هم به تبليغ شرکتهاي مختلف ميپرداز و هم بودجه مالي خود را افزايش ميدهد. به عنوان مثال حامي موسسه يونس امره ميتواند در طرح طلايي به واسطه فعاليتهاي دو ساله در اين طرح شرکت کرده و از تمام فرصتهاي تبليغاتي بهره مند شود. طرح طلايي در قبال سود شرکت خدماتي چون نمايش نام شرکت در تمامي شعبات موسسه فرهنگي يونس امره در خارج از کشور، امکان پخش آگهي و شرکت در مصاحبههاي پخش زنده و... ارائه ميدهد.

براساس آنچه که اعلام شده، دانشجويان مقاطع کارشناسي ارشد و دکترايي که موفق به دريافت گواهي اين مؤسسه شوند، بر حسب ميزان توانايي و صلاحيت در ترکيه مشغول به کار ميشوند. طي توافق با آموزش عالي ترکيه، تمامي دانشجويان خارجي نيازمند مطالعه زبان ترکي در ترکيه و دريافت گواهينامه از موسسه يونس امره هستند.
علاوه بر اين مؤسسه، مراکز ديگري مانند انجمن زبان ترکي نيز به معرفي زبان و ادبيات ترکي ميپردازد. بنياد زبان ترکي در تاريخ 12 ژوئيه 1932 تأسيس شد. هدف اين بنياد معرفي غنا و ارزشهاي زبان و ادبيات ترکي و برجسته ساختن ارزشهاي آن براي رقابت با ديگر زبانهاي جهان است. بنياد زبان ترکي در زمينههاي مختلفي چون بررسي منابع مکتوب و شفاهي مربوط به زبان، انجام تحقيقات لازم درخصوص زبان ترکي، ابداع اصطلاحات و تعبيرات ترکي، ترتيب کنگرهها و گردهماييها و نمايشگاهها و... فعاليت ميکند.
عربستان؛ نفت و بودجه نامحدود براي زبان عربي
در اين سوي خاورميانه، عربستان مرکزي بزرگ براي گسترش زبان عربي به راهانداخته است. کرسي آموزش عربي به غير عربيزبانان براي اولين بار در سال 1432ه.ق مطابق با 7 آوريل 2011 در دانشگاه ملک سعود تأسيس شده است. دانشگاه ملک سعود، يکي از بزرگترين و قديميترين دانشگاهها در کشور عربستان سعودي است که در سال 1957 م در شهر رياض تأسيس شده و اين مرکز در اين دانشگاه به دليل همگامي با اهداف دانشگاه به عنوان يکي از کرسي هاي آنجا آغاز به کار کرد.
تأسيس کرسي آموزش عربي به غير عرب زبانان در دانشگاه ملک سعود، نشان دهنده يک حرکت پيشگام طراحي شده براي يک جهش کوانتومي در زمينه مطالعات زباني به طور کلي و مطالعات کاربردي، به طور خاص، از طريق اتخاذ روش هاي مؤثر براي رسيدن به درجه کيفي در زمينه تحقيقات علمي و برنامه ريزي و توليد علمي آموزشي در تمام مسائل مربوط به يادگيري زبان عربي و آموزش آن است.
آنچه که درباره اين مرکز جالب توجه است، بودجه نامشخص و در عين حال نامحدودي است که پادشاه سعودي براي آن در نظر گرفته است. تاکنون ميزان بودجه تعيين شده از سوي دولت عربستان براي اين امر در جايي اعلام نشده، اما تنها کارکنان و مسئولان ميدانند که هرساله به اين ميزان افزوده ميشود. دانشجويان و علاقهمنداني که براي يادگيري زبان عربي وارد اين مرکز ميشوند، از مزاياي خوبي بهرهمندند؛ مانند پرداخت کمک ماهيانه مشابه دانش آموزان عربستان؛ دادن پاداش به ميزان 1000ريال براي دانشجويان مقطع کارشناسي در صورت کسب رتبه عالي؛ اعطاي بليط رفت و برگشت به کشور زادگاه زبان آموز؛ تخفيف در نرخ خريد کتاب؛ دادن مسکن به دانشجو در خوابگاه دانشجويي به صورت رايگان؛ درمان رايگان در تمامي بيمارستان هاي دولتي؛ سفر هاي اجتماعي مانند يک سفر عمره و حج (دانشجويان مسلمان) و سفر براي بازديد از مناطق مختلف عربستان؛ بازديد از اماکن برجسته در شهر رياض، شهرهاي عربستان و ديداربا مقامات دولتي؛ رمضان و ترتيب حضور آنها براي جشن عيد با مردم عربستان سعودي؛ برگزاري همايش و سمينارهاي ويژه وبازديد از امامن فرهنگي شهر رياض؛ اهداي يک سري کتابهاي ارزشمند و قيمتي و... .

عربي در حال حاضر زبان مادري 350 ميليون نفر در دو قاره آفريقا و آسياست و علاوه بر اين، بيش از يک و نيم ميليارد مسلمان زبان عربي را به عنوان زبان قرآن ميدانند و با آن ارتباط برقرار ميکنند. عربستان تلاش دارد تا با استفاده از اين فرصت، بر تعداد سخنوران زبان عربي بيفزايد و البته ديدگاههاي سياسي نيز در اهداف اين مرکز عنوان شده است.
فيلمهاي کرهاي؛ راهکار ببرهاي آسيا براي گسترش زبان
کرۀ جنوبي دومين رشد سريع اقتصادي دنيا در چهار دهۀ اخير را داراست. اين پيشرفت قابل توجه که کرۀ جنوبي را در کمتر از نيمقرن بدل به کشوري پيشرفته و ثروتمند کرد، اغلب معجزۀ رودخانۀ هان ناميده ميشود و در مجامع بينالمللي صفت «ببر آسيا» را براياين کشور به ارمغان آورده است. اين قدرت جديد در کنار توسعه اقتصادي از توسعه فرهنگي نيز غافل نبوده است. براي بررسي کارهاي صورت گرفته از سوي اين کشور، بهتر است در ابتدا ويژگيهاي زبان کرهاي مختصر توضيحي داده شود.
زبان کرهاي زبان رسمي دو کشور کره شمالي و کره جنوبي و همچنين يکي از دو زبان رسمي در منطقۀ خودمختار کرهاي يانبيَن در کشور چين است. در حدود 80 ميليون گويشور زبان کرهاي همراه با گروه بزرگي در استراليا، برزيل، کانادا، چين، ژاپن، ايالات متحدۀ آمريکا، جمهوريهاي شوروي سابق و اخيراً فيليپين در سراسر دنيا وجود دارند که به اين زبان تکلم ميکنند. واژههاي اصيل کرهاي در حدود 35 درصد واژگان اين زبان را تشکيل ميدهند، در حالي که در حدود 60 درصد واژگان زبان کرهاي را واژههاي «چيني- کرهاي» (واژگان چيني يا واژگاني که ريشۀ چيني دارند) به خود اختصاص دادهاند. 5 درصد باقيمانده، شامل وامواژههاي ديگر زبانهاست که 90 درصد آنها از زبان انگليسي وارد شدهاند.

بنياد کره که با حکم رئيس جمهور اين کشور از سال 1991 کار خود را به منظور گسترش فرهنگ و زبان کره جنوبي آغاز کرد، تاکنون توانسته در 71 دانشگاه و 12 کشور دنيا مرکزي را پايهگذاري کند. کره جنوبي براي گسترش زبان خود علاوه بر بهره بردن از قدرت اقتصادي و صنعت، راه ديگري نيز در پيش گرفت: توليد فيلم براي معرفي بهتر مردم کره. بارها در سالهاي اخير سريالهاي کرهاي در کشورهاي مختلف پخش شده و البته سود هنگفتي نيز عايد مسئولان کره کرده است. اين سريالها که طرفداران پر و پاقرصي دارد، زبان، فرهنگ و تاريخ مردم کره را به نمايش ميگذارند. از سوي ديگر، اين بنياد تنها هدف خود را ترويج زبان کرهاي نميداند. حمايت از طرحهاي پژوهشي مرتبط با اين کشور در موضوعات مختلف از ديگر برنامههايي است که اين بنياد براي خود در نظر گرفته است. ببرهاي آسيا تلاش دارند تا با استفاده از راههاي اينچنيني، زودتر از ساير رقبا به مقصد برسند.
هرچند زبان يک مقوله فرهنگي است، اما توسعه و جلب مخاطب به آن، در دهههاي گذشته بيشتر مرهون قدرت اقتصادي و تجاري است. اگر نگاهي به سرنوشت زبانها و توسعه آنها در کشورهاي مختلف داشته باشيم، هميشه قدرت اقتصادي، نظامي و تجارت مقولههاي تعيينکننده براي گسترش آن زبان بودهاند. در چنين فضايي، زبانهايي که پشتوانه اينچنيني کمتري دارند، شايد شانس کمتري براي توسعه و رقابت با ديگر زبانها داشته باشند.
انتهاي پيام/